X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



ابزار رايگان وبلاگ

وبلاگ گلستان معنوي قرآن - به بركت قرآن مسيحي مسلمان شد

آخرين مطالب افزوده شده به وبلاگ


  • درباره سوره هاي قرآن
  • آداب تلاوت قرآن كريم
  • چهل حديث قرآني از ائمه
  • چگونگي نزول تدريجي قرآن كريم
  • «سلام» با تفكر در آيات قرآن
  • به بركت قرآن مسيحي مسلمان شد

    دوستاني كه به اين صفحه مراجعه كرديد حتما داستان زير را بخوانيد واقعا جالب است. در داستان زير درباره دو مسيحي است كه توسط آيات قرآن و معجزه اي كه در داستان گفته شده مسلمان مي شوند .

    *********************************************
    دو نفر كه قبلا مسيحي بودند و بعد مسلمان شدند و در يكي از شهره هاي اسلامي بنام طليطه،ظاهرا از شهرهاي مراكش بود توقف داشتند.
    سبب مسلمان شدنشان را پرسيدند كه شما دو نفر نصراني چطور شد مسلمان شديد و در تحصيل علوم ديني كوشا هستيد؟ گفتند:
    چند سال قبل كه در زندان اسير بوديم يك نفر عراقي مسلمان هم زنداني ما بود ، در همان محوطه اي كه ما بوديم ، روزها قرآن مي خواند ما كه مسيحي بوديم نمي فهميديم ، كمي از لغتهاي عربي را نزد همين مسلمان ياد گرفتيم ، كم كم  معني قرآن را كه مي خواند مي فهميديم ، يك روز اين آيه قرآن را خواند «واسئلوا الله من فضله» آيه ديگري خواند «ادعوني استجب لكم» مي گويد كلام خدا است ، خدا هم مي فرمايد اي مسلمان ها شما به خداي خودتان نزديك هستيد «اذا سئلك عبادي عنّي فاني قريب»
    خدا نزديك است ، اگر كاري داري بگو يا الله ، به خوش بگو ، نمي خواهد بيائي در مسجد ، نمي خواهد بيائي دست به دامن عالم يا سيدي يا واسطه اي بشوي ، ((بندگان من! هر كس مرا مي خواهد من نزديكم)) خدا دور نيست فرياد هم نمي خواهد ، فقط آنچه مي خواهي با خداي خود عرضه بدار ، ولي چون خودش فرمود بگو ، دعا به زبان هم مي آيد.

    اين دو سه آيه را كه ما شنيديم من به وستم گفتم ببين پيغمبر اسلام چه ادعايي مي كند ، آخر چون مسيحيان به اين مطالب عقيده ندارند ، مسيحيان دينشان تشريفاتي است ، آنها مي گويند بشر با خدا راه ندارد ، مگر اينكه بيايد خدمت روحانيشان اگر گناهي كرده بخواهد آمرزيده شود چاره اي ندارد غير از اينكه بيايد در كليسا پيش همان كشيش و نماينده دينشان اقرا بكند و پولي بدهد تا كشيش او را ببخشد در حاليكه خود اين كشيش با خدا راه ندارد ، دستگاه مفصلي هم در تمام بلاد مسيحي دارند ، يكي از رفقا مي گفت:خودم به كليساي پاريس براي تماشا رفتم كليسا ي بزرگي است مي گفت:قسمت گناه بخشي تماشائي بود ، قسمت اولش افرادي بودند كه گناه كرده بودند ، با خضوع و خشوعي در آن محوطه مي نشتند ، قلم و كاغذ را مي گرفتند ، گناه خودشان را مينوشتند به اين دستگاه مي بردند،آنوقت در محوطه ديگر مي رفتن جواب مي گرفتند ، كه بايد فلان مبلغ پول براي اين گناه كه كردي بپردازي ، تا بخشيده شوي آنرا مي گرفت ، و بالاخره به محلي پول مي داد و رسيد ميگرفت و رفت ، مرحله اخري كه عفو گناه است آنجا رسيدي به او ميدادند كه بخشيده و آمرزيده گرديدي!!!
    آن دو نفر مسيحي گفتند:
    ما در اثر شنيدن اين دو سه آيه قرآن كه خداي تعالي توسط پيامبر اسلام خبر ميدهد (خدا نزديك است واسطه نمي خواهد،دور نيست،هرچه بخواهي از او بخواه،خدا ميدهد،«استجب لكم» و اجابت مي كند ، خيلي حيران شديم آيا محمد(ص) راست مي گويد؟كسي با خداي عالم راه دارد و هر كس با خدا مي تواند راه پيدا كند؟به همين حال حيرت و تعجب بوديم تا روزي عطش زياد عارض ما گرديد و در محوطه زندان هم آب نبود و عطش هم فوق العاده ما را ناراحت كرده بود كسي هم نبود بداد ما برسد،دادرسي نبود و مي خواستيم بميريم،من به ياد آيه قرآن افتادم ، گفتم:
    اين خداي بزرگ اگر اين«واسئلو اله من فضله» مال توست ، اگر محمد(ص)راست مي گويد«ادعوني استجب لكم»از تو است پروردگارا بداد ما برس ما داريم از تشنگي هلاك مي شويم،بلافاصله جلو چشم ما از ديوار مقابل آب جاري گرديد ، از آب خورديم و سيراب شديم ، همان لحظه تصميم گرفتيم مسلمان شويم پس از خلاصي از زندان اسلام را اختيار كرديم و حقانيت قرآن را تأييد كرديموآن مسلمان عراقي كه قرآن ميخواند و عربي ياد اينها داده بود ديد اين دو مسيحي كه عطش داشتند از ديوار،از جائيكه گمان نمي رفت آب جاري شود قرآن را زمين گذاشت و گفت معلوم مي شود حق با مسيحيها است كه چنين معجزه اي پيدا شده ، نميدانست از قرآن «به خيالش»چون اينها مسيحي بودنده اند و دعا كردند آب پيدا شده ، روي دست و پاي آنها افتاد كه من مي خواهم مسيحي شوم ، اينها گفتند : براي چه؟
    گفت:
      من به چشم خو ديدم كه برايتان از ديوار آب جاري شد ، معلوم مي شود كه دين شما بر حق است ، گفتند بيچاره ما به آيه قرآن متوسل شده ايم . گفت:
    من قبول ندارم ، ميخواهيد مرا محروم كنيد ، من بايد مسيحي شوم احتمالا مسيحي شد ، قرآن را كنار گذاشت با يك خيال و وهمي.
    اين دو نفر مسيحي مي گويند خدايا به حق قرآن و به رحمت محمد(ص)مارا راهنمايي كن.شب در عالم خواب به آنان گفتند به سوريه مسافرت كنيد ، آنجا با علما اسلام تماس مي گيرند از خوبان روزگار مي شوند به يك لحظه دو مسيحي مسلمان ميشوند اما مسلمان كافر مي شود.
    «اللهم اجعل عاقبة امرنا خيرا»

    منبع:منتخب از كتاب«داستانهايي از قرآن» انتشارات مؤلف
    +ويرايشات وبلاگ گلستان معنوي قرآن

    نويسنده مطلب: رضاغلامرضايي


    برچسب‌ها: ,,,,,,,,